آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

پازل جدید

آبتین یاد گرفته که پازل 20 تیکشو به راحتی و بدون کمک بچینه .آفرین پسر باهوشم ...
12 خرداد 1392

بازی سخت

یه بازی روی تبلت آبتین هست که آبتین تا مرحله های سختش جلو رفته . اما دیگه به جایی رسیده که واقعا منم نمی تونم انجامش بدم ( یه بازی کاملا فکری هست ) . حالا با این همه دقت می خواد اون مرحله رو رد کنه . البته وقتی نمی تونست می زد زیر گریه . بهش میگم مامانم آخه این همه بازی آسون هست . جواب داد : من بازی سخت رو دوست دارم . و اما دیشب.... گل پسرم تونست بالاخره 1 مرحله از بازیشو جلو بره. امیدوارم همیشه و در تمام مراحل زندگیت همینطوری پشتکار داشته باشی و بتونی موفق و پیروز بشی ...
12 خرداد 1392

جیک جیکو

جوجه اردک آبتین که اسمشو گذاشته بود جیک جیکو ، حالا برای خودش بزرگ شده ...
12 خرداد 1392

پیرایشگاه

بالاخره تنبلی رو کنار گذاشتم و با باباجون آبتین رو بردم آرایشگاه تا موهاشو کوتاه کنه. چون موهاش خیلی نرم هستند و وقتی بلند می شن همش تو هم گره می خورن و اذیت میشه   البته دیگه حسابی خسته شده بود و بهمین خاطر برای خودش جلوی آینه شکلک در می اورد و می خندید فدات بشم که ایقدر قیاقت آقا شده . وقتی کارش تموم شد قبل از اینکه از روی صندلی بلند بشه گفت: پس سشوار نمی زنی عمو!!!!!! ...
6 خرداد 1392

دسک تاپ مامان

اینم عکس کامپیوتر مامان تو اداره . فقط برای اینکه بدونی همیشه و همه جا به یادت هستم عزیزم   ...
6 خرداد 1392

کثیف کاری من و آبتین

گاهی لازم میشه که تا دلت می خواد کثیف کاری کنی . به همین خاطر به آبتین اول ذغال دادم تا توی حیاط با هم نقاشی بکشیم و بعد بهش آرد دادم تا آرد بازی کنه .کلی کیف کرد . اما متاسفانه از یه فرصت مناسب استفاده کرد و روی ماشین خاله نسترن کلی خط انداخت. خاله جون ببخشید ( هر چند که فایده ای نداره ) ...
5 خرداد 1392

پل کاکارضا

جمعه عصر با مادرجون و باباجون رفتیم کنار رودخونه . زیر پل کاکارضا. خیلی منظره قشنگ و جالبی بود و واقعا لذت بخش. آبتین هم حسابی آب بازی کرد و خوش گذروند. ...
4 خرداد 1392

بلال

اینم از مراحل بلال خوردن آبتبن . آخه آبتین مثل من خیلی بلال دوست داره و این هم اول باره که امسال بلال خورده. ...
4 خرداد 1392